جلسه چهارم درس مسائل استراتژي معاصر آقاي دكتر وثوقي 19/1/88
ايالات متحده در دو مقطع دو استراتژي را پيش ميگيرد. استراتژي پيش گيرانه در جهت جلوگيري از هرگونه حركت مخالفي انجام ميشود . جنگ 1990عراق از اين جمله است جنگ كوزوو هم در اين رابطه است و جنگ پيش دستانه كه شايد بتوان در حوادثي مانند بمباران پايگاه سيراك عراق، سرنگون كردن صدام حسين، مداخله در افغانستان، مطرح كردن طرح خاورميانه بزرگ عنوان كرد. كه در اين اتفاقات با اين استدلال كه ممكن است در مناطقي از جهان حركتهايي براي مقابله با ايالات متحده انجام شود بايد تحولي در رژيمهاي اين مناطق رخ دهد از جمله انجام رفورم در كشورهاي عربي خليج فارس از اين دست اقدامات ميباشد. در حال حاضر هژموني ايالات متحده بر ساختار نظام بين الملل با چالشهاي عديدهاي مواجه است اما اين چالشها براي اين كشور هنوز خارج از كنترل شايد قلمداد نشود گرچه شيفت سياست حارجي آمريكا از توجه عراق و افغانستان، طرح گسترش ناتو به شرق در واقع چالشهايي هستند كه اين كشور هنوز نتوانسته مديريت قاطعي در رفع اين بحران ها از خود نشان دهد. اما يك مورد را بسياري از صاحب نظران روابط بينالملل در آن شريك هستند و آن عدم پايدار بودن جهان تك قطبي است. گفته ميشود در يك جهان تك قطبي پايداري ساختار به دليل معارضههايي كه حتي از طرف متحدين اين كشور بروز كرده يا بروز خواهد كرد جهان تك قطبي را با تقريب بسيار بالايي دچار چالش خواهد نمود و نميتواند مدت زمان زيادي پايا باشد.
روسيه :
روسيه كشوري است كه از قرنها پيش مورد تهاجم دشمنان خود بوده از قرن 13 تا 15 به مدت 200 سال تحت سلطه مغولان بوده است . ايوان مخوف به سلطه مغولان پايان داد. در قرن 17 خاندان رومانوف سر كار مي آيند كه آخرين خاندان تزارهاي روسي هستند در زمان رومانوف ها سياست بسيار توسعه طلبانه اي را در پيش مي گيرند كه در زمان پتر كبير 1682 تا 1725 دامنه متصرفات روسيه به درياي بالتيك كشيده ميشود . در زمان رومانوفها در قرن 17 امپراطوري به روسيه لقب داده مي شود . در قرن 19 متصرفات بيشتري را روسيه تزاري تصرف ميكند و مطرح شدن روسيه به عنوان سوسيال امپرياليسم در زمان اتحاد جماهير شوروي ناشي از اين است كه به دليل رقابتهاي استعماري قرن 17و18و19 به دليل اينكه روسها در ماوراي درياها نتوانستند متصرفاتي را براي خود به دست آورند توجه اصلي آن ها به كشورهاي مجاور خودشان جلب ميشود. قفقاز، آسياي مركزي، غرب چين، مغولستان از جمله اين سرزمينها هستند. از بين رفتن خانات آسياي مركزي، بيرون راندن ايران از منطقه قفقاز جنگهاي اول و دوم و سوم ايران و روسيه كه در قالب قراردادهاي گلستان و تركمنچاي مناطق زيادي از ايران منتزع شد در همين رابطه است . كوه هاي اورال مرز بين آسيا و اورپا قرار ميگيرد كه اين مرز دست ساز سياسي نه صرفا جغرافيايي، توسط اروپاييها به رسميت شناخته ميشود.
مشخصات جغرافيايي:
مجموع مساحت روسيه 17075200 كيلومتر مربع است . از اين مساحت 16995800 كيلومتر مرز زميني،79400 كيلومتر مرز دريايي، 20017 كيلومتر مرز زميني دارد . كشورهاي هم مرز آن، آذربايجان 284 كيلومتر، بلوروس 959 كيلومتر، چين در جنوب شرقي 3605 كيلومتر، در جنوب 40 كيلومتر ، استوني 294 كيلومتر، فنلاند 1340 كيلومتر، گرجستان 723 كيلومتر، قزاقستان 6849 كيلومتر، كره شمالي 19 كيلومتر، لاتويا 217 كيلومتر، لتوني 227 كيلومتر، مغولستان 3485 كيلومتر، نروژ 196 كيلومتر، لهستان 206 كيلومتر، اوكراين 1576 كيلومتر ، قزاقستان 6849 كيلومتر، ساحل فلات قاره روسيه نيز عمق 200 متر دارد. گودترين نقطه روسيه درياي خزر است با 28 متر گودي يعني 28 متر از سطح آبهاي بين المللي گودتر است . بلندترين قله روسيه گوراالبروت 5633 متر ارتفاع دارد. منابع طبيعي آن نفت،گاز،زغال سنگ، اورانيوم، نيكل، پلاتينيوم. چوب جنگلي يكي ديگر از منابع روسيه است . 7.33% از زمينهاي روسيه قابل كشت است . غلات به طور دائم در 11% اين سرزمين كشت مي شود. زمين آبي 460630 كيلومتر مربع است. يكي از عمده ترين مشكلات و موانع طبيعي در روسيه سرما، زمينهاي يخ زده، وجود جزاير آتش فشاني مثل كوريل، كامچاتكا، بروز سيلهاي بهاري، آتش سوزي جنگلها كه به صورت طبيعي هر ساله در مناطق تايگاي روسيه اتفاق ميافتد و در عين حال سرما ميتواند يكي از امتيازات اين سرزمين هم محسوب شود چرا كه با عمق زياد هر دشمني را در خود بلعيده است . جمعيت 143420309 نفر است . ساختار سني: صفرتا 14 سال 14.6% از 16 تا 64 سال 71.3% است و بالاي 65 سال 16.2% است . يكي از مشكلاتي كه روسيه با آن مواجه است عبارت است از مشكل اقليتها. عليرغم اينكه گفته مي شود 140 ميليون نفر جمعيت روسيه روسي تبار هستند ولي اين جمعيت روسي تبار همان طور كه آمار نشان مي دهد داراي توفق رشد جمعيتي ، عدم اقبال در باروري و زاد و ولد و در عوض در مناطقي كه اقليتها ساكن هستند به دليل اين كه اقليتها از توسعه كمتري نسبت به مناطق روس نشين برخوردارهستند داراي زاد و ولد چندين برابر روسيه اند. روسها در خطر اين هستند كه اقليتها با گرايشات واگرايانه اي كه در آنها وجود دارد بتوانند مشكل ساز شوند اتفاقات در اوستياي شمالي و جنوبي و آبخازيا، داغستان يكي از جلوه هاي بحث دموگرافي (ريخت شناسي جمعيتي) است . نرخ رشد جمعيت 37 صدم درصد بوده . عمر متوسط 67 سال است براي مردان 60 و براي زنان 74 سال است . گروههاي قومي 79.8 درصد روس، 3.8% تاتارها، اوكرايني3%، باشقيري 1.1% ، بلوروس 1.2% و ديگران 12% را نشان مي دهد.
در بحث استراتژي روسيه اولين نكته اي كه در بسياري از صاحبنظران بر آن تاكيد دارند و اصولا ميگويند هيچ مطالعهاي در مورد روسيه نميتواند بدون اين عامل كامل باشد اين است كه استراتژي روسيه محصول محيط منحصر به فرد تاريخي، جغرافيايي و فرهنگ سياسي خاص روسيه است . خارج از محيط روسيه شوروي كه فاكتور جديدي به اسم ايدئولوژي را مطرح ميكند اين است كه علي رغم قدرت ايدئولوژي در روسيه آنچه كه بسترساز استراتژي روسيه است برخواسته از سنت استراتژيك است تا انقلابيگري . اين استراتژي خودش را در بازدارندگي و كنترل تسليحات از طرف روسيه نشان ميدهد . يكي از عقايدي كه در سنت استراتژيك روسيه وجود داشته و دارد اين است كه شوروي از راه تسلط و برتري بهتر ميتواند به توازن برسد بنابراين محتاطانه نخواهد بود كه بر امنيت با نگاه خوش بينانه به حريف نگاه كند. در مسائل نظامي و استراتژيك با توجه به اين موضوع بيشتر از آن كه ايدئولوگهاي ماركسيست انقلابي طراحيهاي استراتژيك را انجام دهند اين مارشالها و نظاميان بودند. از طرفي تئورسينهاي اتمي و محققان صلح در اروپا و آمريكاي شمالي نيز اعتقاد خود را بر توانايي ملت ها براي كنترل منازعات بين المللي بر اساس تئوريهايي كه منطبق با منطق استراتژيك استوار بوده است و نه صرف تجربيات استراتژيك رقم زدند بنابراين مردان كهن و قديمي روسي ترجيه دادند كه رويكردهاي قديمي را در طراحي استراتژيك ملحوظ كنند . از سال 1917 در بيشتر اوقات كشور شوروي خود را در محاصره قدرتهاي برتر تكنولوژيكيك ديده است كه اين تحديد استراتژيك و تكنولوژيك از طرف همسايگان غربي تحميل شده اگرچه اين كشور يكي از فاتحان جنگ جهاني دوم بوده است اما هميشه متضرر از توقع و برتري جوييهاي همسايگان خود شده است و در عين حال بسيار بدبين به نيات آمريكاييها است. بنابراين بيشتر تاريخ 1945 به بعد شوروي در رقابت با آمريكاييها و كشورهاي غربي، بدبيني نسبت به آنها و تدابير مقابله جويانه با آنها سپري شده است. با توجه به اين تحديدات روسيه تزاري هميشه بر توانمنديهاي نظامي خود براي مقابله با اين تحديدات تكيه كرده است . در مقاطعي روسها با توجه به توانمنديهاي نظامي كه پيدا ميكنند به اين جمعبندي ميرسند كه ما آنقدر قوي شدهايم كه يك دولت و يا يك مرد احمق به خود اجازه حمله به ما را ندهد و اين موضوعي نيست و نبوده است كه جامعه بين المللي آن را ناديده گرفته باشد. عليرغم وجود توانمنديهاي نظامي كه روسها به دست آوردند اما نگرانيهاي ديگري نيز داشتند . روسها به اين درك رسيدند كه ايالات متحده از توان اقتصادي خود به عنوان يك حربه استراتژيك استفاده خواهد كرد و طراحي مسابقه تسليحاتي در همين رابطه عنوان ميشود. مضاف بر اينكه در بعد از جنگ جهاني دوم بحث شكلگيري ناتو، نوسازي ناتو، پديدآمدن پيچيدگيهاي جديدي مانند رشد ژاپن و چين در آسيا بروز كرد . علاوه بر همه اينها در روسيه بعضي از مسائل و مشكلات دائمي نيز وجود داشت مانند كنترل اروپاي شرقي و تواناييهاي محدود شوروي در كشورهاي جهان سوم. افول قدرت و توان منديهاي انساني نسبت به غرب در روسيه مزيد بر علت بود كه فشار را براي افزايش بودجههاي دفاعي تشديد ميكرد. جزئيات زياد است اما روسها به اين جمعبندي رسيدند كه ملحوظ نكردن تجربيات گذشته ميتواند دستاوردهاي دردناك و تلخي را براي روسيه رغم زند. در ميراث دفاعي و تهاجمي روسيه گفته شده است كه اين كشور در مدت 800 سال گذشته مورد تهاجم كشورهاي ديگر قرار گرفته . مغولها از 1240 تا 1380، لهستان از 1607 تا 1612، سوئديها از 1611 تا 1614 و نوبت بعدي در 1709، ناپلئون 1812، آلمان ،اتريش، مجارستان 1914 تا 1918 ، برتانيا، امريكا،فرانسه، ژاپن، ايتاليا 1918 و1919، آلمان 1941 تا 1944. بنابراين شايد بتوان گفت كه روسيه بيشتر از هر ملت ديگري در معرض تاخت و تاز مهاجمان بيگانه قرار گرفته است. در اروپا از اين بابت روسيه منحصر به فرد است و دچار ضايعات زيادي شده است . در جنگ با ژاپن 45 هزار روسي كشته شد. 2 ميليون نفر در جنگ جهاني اول، 30 هزار نفر در جنگ 1930 با ژاپن، 50 هزار نفر در جنگ با فنلاند و شمار بسيار زيادي در جنگ جهاني دوم حدود 20 ميليون نفر كشته شدند.