در مورد ترومن و حقوق بين الملل

در حقوق بين الملل اين موضوع وجود دارد كه كشورها مانند گوي بيليارد هستند . حقوق بين الملل مي گويد شما حق نداريد به كشور ديگري تجاوز كنيد. تمام كشورها داراي حقي مساوي در عرصه نظام بين الملل هستند . يكجانبه گرايي محدود است، زورگفتن قدغن است، و رعايت منافع ديگران بايد باشد. اما وقتي كه كمونيسم بعد از جنگ جهاني دوم به عنوان يكي از قدرتهاي پيروز در جنگ و موثر در جنگ خود را به جامعه جهاني معرفي مي‌كند ايده ضد بورژوازي اتحاد جماهير شوروي در نقطه مقابل دنياي آزاد سرمايه‌داري قرار مي‌گيرد كه اين به معني نفي آن نظام ارزشي است كه ايالات متحده به عنوان يكي از مهمترين فاتحان جنگ به آن اعتقاد دارد است. بنابراين نتيجه گرفته مي‌شود  كشورهايي كه كمونيزم هستند مخالف آزادي و حقوق بشر و آزادي‌هاي فردي هستند و مروج زندگي اجتماعي‌اند و حقوق شهروندي را رعايت نمي كنند و مردم قدرت انتخاب از آنها سلب مي‌شود بنابراين بايد سركوب شوند و مهم نيست كه كشوري ديكتاتور باشد يا الزاما دموكرات. اما اگر در جبهه سرمايه‌داري است بايد مورد محافظت قرار گيرد. اين جاست كه حقوق بين الملل نقض مي‌شود. ترومن پرچم دار بورژوازي است و به عنوان نماينده دنياي آزاد سياست مهار براي سركوب شوروي سرخ توسعه طلب را مطرح مي كند. طراح اين سياست جورج كنان است . جورج كنان سفير امريكا در روسيه است كه يك تلگراف ميفرستد به صورت ناشناس به اسم مستر ايكس و در اين تلگراف كه در نيويورك تايمز و واشينگتن پست چاپ مي شود تذكار سياست خارجي ايالات متحده را بعد از دنياي جنگ سرد براي مهار كمونيزم تعريف مي كند اعتقاد كنان بر اين است كه كمونيزم بايد مهار شود، راه مهار كمونيزم صرفا رويكرد نظامي گرايانه نيست بلكه راه اقتصادي و نظامي توام است .  توصيه‌هاي جورج كنان در اين است كه بايد در تمامي مناطق نفوذ، نظام‌ها و ترتيبات امنيتي اتخاذ شود تا اتحاد جماهير شوروي نتواند تفكر و انديشه خود را به صورت عملي به خارج از مرزها صادر كند و در همين چارچوب است كه علي‌الخصوص در دهه 1950 احزاب كمونيست اروپا به عنوان اسب ترواي شوروي عمل كردند. و به شدت مورد حمايت شوروي قرار گرفتند. براي مقابله با اين رويكرد شوروي سيل كمكهاي ايالات متحده بر اساس تفكر كنان به سمت كشورهاي اروپايي كه با فقر و تورم روبرو بودند سرازير مي‌شود. طرح مارشال وجه اقتصادي استراتژي ترومن براي ممانعت و مهار نفوذ اتحاد جماهير شوروي است علاوه بر اين در زمينه نظامي آمريكا تا ابتداي دهه 50 يعني 1949 به عنوان قدرت هسته‌اي بلامنازع، جهاني يك جانبه و يك سويه را طراحي و اداره مي‌كند اما در سال 1949 شوروي اولين آزمايش اتمي خود را انجام مي‌دهد و اين نابرابري كم مي شود از اين تاريخ به بعد در روابط بين شرق و غرب عنصري به نام موازنه وحشت برقرار مي‌شود. روسها در آسياي جنوب شرقي در كشورهايي مثل لائوس ،كامبوج و ويتنام نفوذ مي كنند. در زمان مكارتي و مك‌نامارا استراتژي‌هايي مانند دفاع محدود و انتقام گسترده شكل مي‌گيرد درچارچوب استراتژي اول سعي بر اين است كه با مقابله مقطعي در برابر سقوط مناطق نفوذ به اردوگاه شرق به شدت مقابله شود. طرح كمكهاي نظامي و اقتصادي به كشورهايي مثل ايران، يونان و تركيه طراحي مي شود. علاوه بر اين‌ها بروز پديده ديگري منجر به افزايش و يا پررنگتر شدن سياست مهار مي‌شود كه همانا بروز انقلاب سوسياليستي در چين در 1949 و افزوده شدن توان جبهه سوسياليست است. تفكر مكارتي با هر گونه تمايلات چپ گرايانه در هر مقطعي و در هر رده‌اي مخالفت مي‌كند در اين دوران از مقامات ارشد گرفته تا جامعه هنرمندان دچار شديد‌ترين نوع سانسور و خود سانسوري مي‌شوند. مك‌نامارا كسي است كه بنيانگذار تحولات عميقي در استراتژي‌هاي دفاعي و اداري ساختار سياسي ايالات متحده مي‌شود و تز انتقام گسترده  به اين معني است كه اتحاد جماهير شوروي در هر مكاني با حداكثر توان بايد زده شود و فرقي نمي‌كند آيا درگيري محدود است يا نامحدود. استراتژي ايالات متحده در چارچوب منافع ملي حركت مي كند .